فرزند خوانده خوان خوسه سائر با ترجمه ونداد جلیلی انتشارات چشمه
- ناشر: انتشارات چشمه
- وضعیت : ناموجود
- پدیدآور(پدیدآوران) خوان خوسه سائر
- مترجم(مترجمان) ونداد جلیلی
- ناشر انتشارات چشمه
فرزند خوانده خوان خوسه سائر با ترجمه ونداد جلیلی انتشارات چشمه
فرزند خوانده خوان خوسه سائر با ترجمه ونداد جلیلی انتشارات چشمه
قسمتی از متن کتاب فرزند خوانده:
از آن سواحل خلوت بیش از هر چیز عظمت آسمان در یاد من ماند. بارها
پیش آمد که خودم را زیر آن آبی بی کران حقیر و ناچیز بیابم: ما در ساحل زرد مثل
مورچه هایی در بیابان بودیم. اگر اکنون که پیر شده ام در شهرها روزگار می گذرانم،
به این دلیل است که زندگی در شهر افقی است، که شهر آسمان را از چشم پنهان می کند.
اما آن جا شب ها زیر سقف آسمان می خوابیدیم و حس می کردیم در دریای ستارگان غرق
شده ایم. ستاره ها چنان درشت و نزدیک بود که گفتی در دسترس مان است، ستارگان بی شمار
که سیاهیِ میان شان ناچیز بود و نورشان بس درخشان و تابان، انگار آسمان دیوار پولک باران آتش فشانی فعال باشد که از دهانه اش درخششی ابدی به چشم می خورد.
یتیمی مرا به بندرها کشاند. بوی دریا و بوته های
نمناک شاه دانه، بادبان های بلند و کشیده که دور و نزدیک می شد، سخنان ملوانان
پیر، عطر ادویه و پشته ی اجناس، روسپیان، الکل و ناخدایان، صداها و تکاپوها؛ این ها
همه برایم مثل لالایی بود، خانه ام بود، آموزشم می داد، همدم رشدم بود و چنان که
در خاطرم مانده است جای پدرومادرم را پر می کرد. برای روسپیان و ملاحان پادویی می
کردم، ناطوری می کردم، گاهی دست می داد در خانه ی آشنایی بخوابم، اما اغلب شب ها
را در انبارها و بر بستری از کیسه های اجناس به صبح می رساندم. کودکی ام کم کم به
پایان می رسید تا عاقبت روزی یکی از روسپیان در عوض دستمزد پادویی ام بدون طلبیدن
پول به من خدمتی کرد، که اولین بارم هم بود، و ملوانی پس از آن که فرمانش را بردم
و بازگشتم به پاداش سخت کوشی ام یک جرعه عرق به من داد و این طور، چنان که می گویند،
مرد شدم.
فرزند خوانده خوان خوسه سائر با ترجمه ونداد جلیلی انتشارات چشمه
| مشخصات کلی | |
| پدیدآور(پدیدآوران) | خوان خوسه سائر |
| مترجم(مترجمان) | ونداد جلیلی |
| ناشر | انتشارات چشمه |
| سال چاپ | 1398 |
| نوبت چاپ | 2 |
| تعداد صفحات: | 160 |
| نوع جلد | شومیز |
| قطع کتاب | رقعی |
| شابک(ISBN) | 9786002298423 |
