سن عقل ژان پل سارتر با ترجمه حسین سلیمانی نژاد انتشارات چشمه
- ناشر: انتشارات چشمه
- وضعیت : ناموجود
- پدیدآور(پدیدآوران) ژان پل سارتر
- مترجم(مترجمان) حسین سلیمانینژاد
- ناشر انتشارات چشمه
سن عقل ژان پل سارتر با ترجمه حسین سلیمانی نژاد انتشارات چشمه
سن عقل ژان پل سارتر با ترجمه حسین سلیمانی نژاد انتشارات چشمه
(از سه گانه ی راه آزادی)
قسمتی از کتاب سن عقل:
مرد قدبلندی وسط خیابان ورسن ژتوریکس بازوی ماتیو را گرفت. مأموری
توی پیاده رو مقابل هی پایین وبالا می رفت.
«رییس، یک چیزی بهم بده؛ گرسنه ام.»
چشم های به هم چسبیده و لب های کلفتی داشت و بوی
الکل می داد.
ماتیو پرسید «فکر نمی کنی بیشتر تشنه ای تا گرسنه؟»
مرد به زحمت گفت «حاضرم برایت قسم بخورم رفیق، حاضرم قسم بخورم.»
ماتیو یک سکه ی صد شاهی توی جیبش پیدا کرده بود. «قسمت باشد برای خودت.» این را گفت برای این که چیزی گفته باشد.
سکه را داد. مرد به دیوار تکیه کرد و گفت «با این کارت خیر کردی، من هم می خواهم برایت یک آرزوی خوب بکنم.
چه آرزویی بکنم؟»
هر دو به فکر فرو رفتند. ماتیو گفت «هر چی خودت خواستی.»
مرد گفت «خب، آرزوی خوشبختی می کنم. همین.»
او با قیافه ی پیروزمندانه ای خندید. ماتیو دید
مأمور دارد نزدیک می شود و نگران مرد شد.
گفت «خوبه. برو به سلامت.»
می خواست برود که مرد گرفتش و با صدای پراحساسی گفت «این کافی نیست، آرزو کافی نیست.»
«خب، دیگر چی می خواهی؟»
«دلم می خواهد یک چیزی به تو بدهم...»
مأمور گفت «به جرم گدایی بازداشتت می کنم.»
جوان بود و گونه
های قرمزی داشت. سعی می کرد خودش را خشن نشان دهد.
بدون اعتمادبه نفس اضافه کرد «الان نیم ساعت است که برای مردم مزاحمت ایجاد می کنی.»
ماتیو به تندی گفت «گدایی نمی کند. داشتیم گپ می زدیم.»
مأمور شانه بالا انداخت و راهش را گرفت و رفت. مرد
با حالت نگران کننده ای تلوتلو می خورد. به نظر می آمد حتا مأمور را ندیده باشد.
«فهمیدم باید چی به تو بدهم. یک تمبر از شهر مادرید.»
جعبه ی مقوایی سبزی از جیبش درآورد و به سمت ماتیو
دراز کرد.
سن عقل ژان پل سارتر با ترجمه حسین سلیمانی نژاد انتشارات چشمه
| مشخصات کلی | |
| پدیدآور(پدیدآوران) | ژان پل سارتر |
| مترجم(مترجمان) | حسین سلیمانینژاد |
| ناشر | انتشارات چشمه |
| سال چاپ | 1403 |
| نوبت چاپ | 15 |
| تعداد صفحات: | 375 |
| نوع جلد | شومیز |
| قطع کتاب | رقعی |
| شابک(ISBN) | 9786002295705 |
