1403/03/02 ساعت 17:05:38

شناخت درمانی در روانشناسی بالینی

شناخت درمانی در روانشناسی بالینی

شناخت درمانی، یکی از رویکردهای پرکاربرد و اثربخش در زمینه روان‌درمانی است که به بررسی افکار و باورهای افراد و تأثیر آن‌ها بر احساسات و رفتار می‌پردازد. این رویکرد از تفکرات سقراطی ریشه گرفته است که در آن سؤال کردن و به چالش کشیدن باورها و فرضیات، جزء اساسی گفتگو و کشف حقیقت است.

شناخت درمانی همچنین به مطالعات شناختی و روان‌شناسی رفتارگرا برمی‌گردد، جایی که رفتارهای انسان بر اساس فرآیندهای شناختی و تجربیات یادگرفته‌شده توضیح داده می‌شود. به طور کلی این دیدگاه بر این باور استوار است که افکار و باورهای ناسالم می‌توانند منجر به مشکلات روانی و رفتاری حاد شوند.

 تفاوت این شیوه با سایر روش‌های درمانی عمدتاً در تمرکز بر افکار و شناخت‌ها به جای تمرکز بر تحلیل‌های روان‌پویشی و گذشته‌نگر است. در ادامه این مقاله به معرفی کامل این روش درمان می پردازیم.

شناخت درمانی

نظریه‌های شناختی درمانی

شناخت درمانی بر اساس چند نظریه اصلی ساخته شده است. یکی از شناخته‌شده‌ترین این نظریه‌ها، نظریه "مدل ABC" آلبرت الیس است و نظریه بک است که در ادامه این نظریات را توضیح می دهیم.

نظریه آلیس

نظریه "مدل ABC" آلبرت الیس نشان می‌دهد که رویدادهای بیرونی به تنهایی عامل ایجاد عواطف یا رفتارهای خاص نیستند؛ بلکه نقش اصلی را باورها، تفسیرها و افکاری دارند که افراد در مواجهه با رویدادها شکل می‌دهند. در این مدل A (Activating Event) رویداد تحریک‌کننده است که این رویداد می‌تواند هر اتفاقی باشد که در زندگی فرد رخ می‌دهد، مانند یک تجربه ناخوشایند، یک انتقاد، یا حتی یک سوءتفاهم.

(Beliefs) B باورها و تفسیرهایی است که فرد در مواجهه با رویداد شکل می‌دهد. این باورها می‌توانند منطقی یا غیرمنطقی، مفید یا مضر باشند. نوع باورها و تفسیرها تعیین می‌کند که فرد چگونه به رویداد واکنش نشان می‌دهد. و C (Consequences) پیامدها هستند که شامل عواطف و رفتارهایی است که در نتیجه باورها و تفسیرها ایجاد می‌شود. اگر باورهای فرد نسبت به رویداد منفی یا تحریف‌شده باشند، ممکن است احساسات منفی و رفتارهای ناسالم را تجربه کند.

نظریه آرون بک

نظریه تحریف‌های شناختی از آرون بک بر این نکته تأکید می‌کند که افکار تحریف‌شده و غیرمنطقی نقش مهمی در ایجاد و تداوم اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب ایفا می‌کنند. تحریف‌های شناختی، الگوهای فکری هستند که واقعیت را به صورت نادرست و منفی نشان می‌دهند و باعث می‌شوند افراد به گونه‌ای رفتار کنند که ممکن است به سلامتی روان آنها آسیب برساند. تحریف‌های شناختی مختلفی وجود دارد که بک آنها را شناسایی و دسته‌بندی کرده است. برخی از رایج‌ترین آنها عبارتند از:

-       تفکر همه یا هیچ که در این نوع تحریف، فرد امور را به صورت سیاه و سفید می‌بیند و اعتقاد دارد که یا همه چیز عالی است یا همه چیز بد. هیچ میانه‌ای وجود ندارد.

-       تعمیم بیش از حد که زمانی رخ می‌دهد که یک اتفاق منفی به عنوان الگو برای همه امور در نظر گرفته می‌شود. برای مثال، اگر فردی در یک امتحان شکست بخورد، ممکن است به این نتیجه برسد که همیشه شکست خواهد خورد.

-       فیلتر ذهنی که در این حالت، فرد فقط به جنبه‌های منفی یک وضعیت توجه می‌کند و تمام جنبه‌های مثبت را نادیده می‌گیرد.

-       بی‌ارزش‌سازی مثبت که بر اثر آن فرد با وجود اینکه چیزهای مثبت در زندگی خود دارد، آنها را بی‌ارزش جلوه می‌دهد و تمرکز خود را بر نقاط منفی نگه می‌دارد.

-       نتیجه‌گیری عجولانه که باعث می‌شود فرد بدون داشتن شواهد کافی به نتیجه‌گیری‌های منفی برسد. این شامل ذهن‌خوانی (پیش‌بینی اینکه دیگران چه فکری می‌کنند) و پیش‌گویی (پیش‌بینی نتایج منفی بدون داشتن شواهد) است.

-       در نهایت درشت‌نمایی و کوچک‌نمایی که در این نوع تحریف، فرد مسائل منفی را بزرگ‌نمایی و مسائل مثبت را کوچک‌نمایی می‌کند.

 اهمیت شناخت درمانی در درمان بالینی

هدف شناخت درمانی در مواجهه با تحریف‌های شناختی این است که این الگوهای نادرست و منفی را شناسایی و اصلاح کند. این کار از طریق تکنیک‌هایی مانند بازسازی شناختی انجام می‌شود که به افراد کمک می‌کند تا افکار خود را ارزیابی کنند، شواهد واقعی را بررسی کنند و افکار منطقی‌تری ایجاد کنند.


 روانشناسی بالینی مدرسان شریف

شناخت درمانی با تمرکز بر این تحریف‌های شناختی تلاش می‌کند تا افراد بتوانند دیدگاه متعادلی نسبت به زندگی و تجارب خود داشته باشند. این تغییر در الگوهای فکری می‌تواند به کاهش اضطراب، افسردگی و سایر اختلالات روانی کمک کند و کیفیت زندگی فرد را بهبود بخشد.

اصول درمان در شناخت درمانی

درمان در شناخت درمانی معمولاً شامل جلسات منظم هفتگی یا دو هفته‌ای است که در آن‌ها روان‌درمانگر به کمک تکنیک‌های شناختی و رفتاری به فرد کمک می‌کند تا افکار و باورهای خود را شناسایی و تغییر دهد.

مطالعات نشان داده‌اند که شناخت درمانی می‌تواند به اندازه داروهای ضدافسردگی در درمان افسردگی موثر باشد و اغلب به عنوان روشی کم‌عارضه‌تر و پایدارتر مطرح شده است.

 جلسات درمان شناختی معمولاً به مدت 10 تا 20 جلسه طول می‌کشند، اما بسته به شرایط فرد ممکن است کوتاه‌تر یا طولانی‌تر باشند.  این رویکرد از تکنیک‌های متنوعی برای رسیدن به اهداف درمانی استفاده می‌کند. برخی از این تکنیک‌ها عبارتند از:

-       بازسازی شناختی: شناسایی و تغییر افکار و باورهای منفی و نادرست

-       آزمایش واقعیت: آزمودن باورها با استفاده از تجربیات واقعی

-       پایش افکار: ثبت افکار روزانه برای شناسایی الگوهای منفی

-       تمرینات رفتاری: انجام تمریناتی برای تغییر رفتارهای ناسالم

ابعاد و وجوه شناخت درمانی

روانشناسان شناختی عمدتاً بر رویکردهای شناختی و رفتاری تکیه دارند، در حالی که سایر روانشناسان ممکن است رویکردهای مختلفی مانند روانکاوی، روان‌شناسی انسان‌گرا، یا روان‌شناسی رفتاری را دنبال کنند.

 در این حوزه درمانگران به طور فعال با مراجعان کار می‌کنند تا افکار و رفتارهای نادرست را شناسایی و اصلاح کنند، در حالی که برخی از سایر روانشناسان ممکن است به روش‌های تحلیلی‌تر و گذشته‌نگر گرایش داشته باشند. به طور کلی از ویژگی های مهم این رویکرد می توان به موارد زیر اشاره کرد:

-       اثربخشی بالا در درمان اختلالات روانی مختلف

-       تمرکز بر زمان حال و مشکلات فعلی

-       ساختار یافته و هدف‌گرا شدن درمان

-       استفاده از تکنیک‌های عملی و قابل اجرا

با این حال درمان شناختی ممکن است برای همه افراد مناسب نباشد، به ویژه کسانی که به تحلیل‌های عمیق‌تر و گذشته‌نگر نیاز دارند بهتر است مورد درمان روانکاوی قرار بگیرند. از سوی دیگر این شیوه نیاز به مشارکت فعال مراجعان دارد، که ممکن است برای برخی دشوار باشد بنابراین ممکن است برای برخی مشکلات پیچیده به تنهایی کافی نباشد و نیاز به رویکردهای ترکیبی داشته باشد.

جمع‌بندی

در حال حاضر شناخت درمانی توانسته است جایگاه مهمی در عرصه روان‌درمانی کسب کند. این روش درمانی با نظریه‌های متنوعی از جمله مدل ABC آلبرت الیس و نظریه تحریف‌های شناختی آرون بک، چارچوبی را فراهم می‌کند که به افراد کمک می‌کند تا افکار و باورهای منفی خود را شناسایی کرده و آنها را اصلاح کنند.

با پروتکل‌های منظم و تکنیک‌های مؤثر، این شیوه درمان اثربخشی خود را در درمان اختلالاتی مانند افسردگی، اضطراب، وسواس، و سایر اختلالات روانی نشان داده است. از آنجا که این رویکرد بر زمان حال و حل مشکلات فعلی تمرکز دارد، معمولاً مدت زمان کوتاه‌تری نسبت به روش‌های روان‌درمانی سنتی نیاز دارد. البته این رویکرد نیز محدودیت‌های خود را دارد و ممکن است برای همه افراد مناسب نباشد.

نوشتن نظر

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
    بد           خوب

© Copyright 2019 All Rights Reserved

طراحی سایت نونگار پردازش