شیفتگی ها خابیر ماریاس با ترجمه مهسا ملک مرزبان انتشارات چشمه
- ناشر: انتشارات چشمه
- وضعیت : ناموجود
- پدیدآور(پدیدآوران) خابیر ماریاس
- مترجم(مترجمان) مهسا ملک مرزبان
- ناشر انتشارات چشمه
شیفتگی ها خابیر ماریاس با ترجمه مهسا ملک مرزبان انتشارات چشمه
شیفتگی ها خابیر ماریاس با ترجمه مهسا ملک مرزبان انتشارات چشمه
قسمتی از متن کتاب شیفتگی ها:
آخرین باری که من میگوئل دزورن یا دورن را دیدم، آخرین باری بود که همسرش، لوییزا
آلدی، هم او را دید. شاید عجیب یا بی انصافانه به نظر
برسد. چون او همسرش بود و من، یک غریبه، زنی که یک کلمه هم با او حرف نزده بود.
حتی اسمش را نمی دانستم. موقعی هم فهمیدم که دیگر کار از کار گذشته بود. یعنی وقتی
عکسش را در روزنامه دیدم که نشان می داد چندین بار چاقو خورده است. بدنش نیمه برهنه
بود و داشت می مرد. اگر همان لحظه نمرده بود، هوشیاری ای که هیچ وقت برنگشت،
احتمالا آخرین چیزهایی که به آن فکر کرده این بوده که ضارب به اشتباه و بی دلیل
به او چاقو زده است. یعنی غیرمنطقی و آن هم نه یک بار، بلکه بارها و بارها و پشت سر
هم. با این هدف که او را از دنیا محو کند و بی درنگ از روی زمین برش دارد. درست
همان جا و در همان لحظه. اما چرا می گویم «کار از کار گذشته بود»، نمی دانم، یعنی بابت چه چیزی کار از کار گذشته
بود؟ راستش را بخواهید خودم هم درست نمی دانم. مثلا وقتی کسی می میرد، همیشه به
این فکر می افتیم که کار از کار چیزهایی یا شاید هم همه ی چیزها گذشته است ــ
قطعا دیگر خیلی دیر شده که همچنان منتظر بمانیم ــ و به او مثل یک سانحه بی توجهی
می کنیم. برای آن ها که به ما خیلی نزدیک اند هم همین طور است. هر چند پذیرش مرگ شان
برای ما فوق العاده سخت تر است، برای شان سوگواری می کنیم و تصویرشان در ذهن مان
می ماند، چه وقتی بیرون هستیم و چه موقعی که در خانه ایم؛ گو این که تا مدت ها
باور داریم هیچ وقت نمی توانیم به نبودشان عادت کنیم. هر چند از همان اول ــ از
لحظه ی مرگ شخص ــ می دانیم که دیگر نمی توانیم رویش حساب کنیم. حتی برای چیزهای
کوچکی مثل یک تماس تلفنی ساده یا جواب سؤال های مسخره ای مثل «سوییچ ماشینم رو اون جا گذاشتم؟» یا «امروز بچه ها کی از مدرسه تعطیل می شن؟» می دانیم که دیگر برای هیچ چیزی نمی توانیم روی شان حساب
کنیم. هیچ چیز یعنی هیچ چیز. اصلا قابل درک نیست، چون قطعیتی را القا می کند که
رسیدن به آن قطعیت مغایر با طبیعت ماست: قطعیت این که آن فرد دیگر برنمی گردد.
دیگر حرف نمی زند. قدم از قدم برنمی دارد ــ نه یک قدم به پس، نه یک قدم به پیش
ــ، هیچ وقت نگاه مان نمی کند یا رویش را برنمی گرداند. نمی دانم چه طور آن قطعیت
را تحمل می کنیم یا با آن کنار می آییم. نمی دانم چه طور او را به تدریج به
فراموشی می سپاریم. چون زمان گذشته و بین ما و آن فرد فاصله انداخته اما برای او
در همان جا ثابت مانده است.
شیفتگی ها خابیر ماریاس با ترجمه مهسا ملک مرزبان انتشارات چشمه
| مشخصات کلی | |
| پدیدآور(پدیدآوران) | خابیر ماریاس |
| مترجم(مترجمان) | مهسا ملک مرزبان |
| ناشر | انتشارات چشمه |
| سال چاپ | 1399 |
| نوبت چاپ | 7 |
| تعداد صفحات: | 333 |
| نوع جلد | شومیز |
| قطع کتاب | رقعی |
| شابک(ISBN) | 9786002299352 |
